تبلیغات
سایت تفریحی love3d - مطالب سهراب سپهری طنز
سایت تفریحی love3d
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست/هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود/صحنه پیوسته بجاست/خوشتر ان نغمه که مردم بسپارند به یاد...

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

2 شعر دانشجویی طنز

اس ام اس روز
http://img.tebyan.net/big/1389/03/2169721231182117214332231062202423919918494.jpg
اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی كه مرا كرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست
من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند كه من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
كار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
كار ما شاید این است
كه مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شركت بی‌پیكر را
پر بكنیم
(شاعر: مجهول)

شعر بعدی در ادامه مطلب

ادامه مطلب

شعر طنز تخم مرغ در مصاحبه

 

تخم مرغی رفته بود اینترویو
تا مگر کوکو شود یا نیمرو

تخم مرغی بود با شور و امید
خواست تا مرغانه ای باشد مفید

فرم استخدام را پر کرده بود
عکس هم همراه خود آورده بود

توی مطبخ از برای شرح حال
پشتِ هم کردند هی از او سوال:

- کیستی تو، از کدامین لانه ای؟
- بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟

- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟
- توی ماهیتابه بودی تاکنون؟

ادامه در لینک زیر

ادامه مطلب

اشعار سهراب سپهری( طنز)

اهل شمالم
روزگارم هی... بد نیست جیب خالی دارم.
خرده پولی، سر سوزن عقلی
استادی دارم بدتراز عزرائیل
درسهایی، بدتر از تلخی زهر و كلاسی كه در این دانشگاست جنب دستشوئی‌ها،
پشت آن كوه بلند من یه دانشجویم ...
رشته ام کامپیوتر درسهایم بدتر از کچل حسن
من جنون را هر دم، لا به لای جزوه‌ها می‌بینم
در جزوه من جریان دارد چرت، جریان دارد پرت
همه فكر و توانم متزلزل شده است جزوه‌هایم را وقتی می‌خوانم كه امتحانش را استاد، گفته باشد فرداست
برگه تقلب را من، پی غفلت استاد عزیز، می‌خوانم پی خونسردی
خود اهل درسم
من پیشه‌ام بی‌كاریست...
گاه گاهی، در می‌روم از توی كلاس، می‌روم تا بوفه تا كه با خوردن چای و شكلات ایندل سوخته‌ام تازه شود چه خیالی، چه خیالی....
می‌دانم از پس ناچاریست خوب می‌دانم، آخر ترم هم باز كار من زاری و در به دریست
اهل آوازم...
گاه گاهی میگویم شعری تا بلرزد سهراب در قبر
میگویم شعری تا ببیند چشمت دست خط ضایعه من
لای این آدرسها...کنار این وب پیجها...پای این سایت بلاگفا نوشتم وبلاگی از ته دل
من سامانم
نگویم از دشمنی هر دم
بگویم من مسلمانم
جوابم از کودکی
از سر دوستی هرگز نبود سختر از برگ درخت...
از دوستی نمیگویم...
از عشق نگفته ام...
از وفا میگویم که نایاب است...
در پایان این نامه ی بلند دوستیمان را آغاز است
چشمها را باید بست
قلبها را باید دید
دوستی داشتم که گفت:
محرم این هوش را جز بی هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
بقیه اشعار در ادامه مطلب

ادامه مطلب

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مدیر love3d

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرتان در مورد این وبلاگ؟





نویسندگان