تبلیغات
سایت تفریحی love3d - مطالب اموزنده
 
سایت تفریحی love3d
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست/هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود/صحنه پیوسته بجاست/خوشتر ان نغمه که مردم بسپارند به یاد...
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مدیر love3d
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد این وبلاگ؟







 

دوست داشتن در مقابل استفاده كردن USE vs. LOVE

زمانیكه مردی در حال پولیش كردن اتومبیل جدیدش بود كودك 4 ساله اش  تكه سنگی را برداشت و  بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت.

While a man was polishing his new car, his 4 yr old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car.

مرد آنچنان عصبانی شد كه دست دخترش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دلیل خشم متوجه شده باشد كه با آچار دخترش را تنبیه نموده

In anger, the man took the child’s hand and hit it many times not realizing he was using a wrench

در بیمارستان به سبب شكستگی های فراوان چهار انگشت دست دختر قطع شد

وقتی كه دختر چشمان اندوهناك پدرش را دید از او پرسید “پدر كی انگشتهای من در خواهند آمد” !

When the child saw his father with painful eyes he asked, ‘Dad when will my fingers grow back?’

آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچی نتوانست بگوید به سمت اتومبیلش برگشت وچندین باربا لگد به آن زد

The man was so hurt and speechless; he went back to his car and kicked it a lot of times.

حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی كه دخترش روی آن انداخته بود  نگاه می كرد . او نوشته بود ” دوستت دارم پدر”

Devastated by his own actions, sitting in front of that car he looked at the scratches; the child had written ‘LOVE YOU DAD

روز بعد آن مرد خودكشی كرد

The next day that man committed suicide. . .

خشم و عشق حد و مرزی ندارنددومی ( عشق) را انتخاب كنید تا زندكی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشیدكه

Anger and Love have no limits; choose the latter tohave a beautiful, lovely life & remember this:

اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند

Things are to be used and people are to be loved.

در حالیك امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.

The problem in today’s world is that people are used while things are loved.

همواره در ذهن داشته باشید كه:

Let’s try always to keep this thought in mind:

اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند

Things are to be used,People are to be loved.

مراقب افكارتان باشید   كه تبدیل به گفتارتان میشوند

Watch your thoughts; they become words.

مراقب گفتارتان باشید كه تبدیل به رفتار تان می شود

Watch your words; they become actions.

مراقب رفتار تان باشیدكه تبدیل به عادت می شود

Watch your actions; they become habits.

مراقب عادات خود باشیدشخصیت شما می شود

Watch your habits; they become character;

مراقب شخصیت خود باشیدكه سرنوشت شما می شود

Watch your character; it becomes your destiny.

خوشحالم كه  دوستی این پیام را برای یاد آوری به من فرستاد

I’m glad a friend forwarded this to me as a reminder.

امیدوارم كه روز خوبی داشته و  هر مشكلی كه با آن روبرو هستید

I hope you have a good day no matter what problems you may face.

آخرین روز آن باشد و تمام شود

It’s the only day you’ll have before it’s over





نوع مطلب : داستان کوتاه، اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به کدام شخص اعتماد دارین؟ دختربچه یا مرد ژولیده؟
شما انسان ظاهر بینی هستین یا خیر؟ یعنی براساس ظاهر افراد در مورد درموردشان قضاوت می کنید یا خیر؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

همیشه چیزهایی که میبینیم و به آنها اعتماد می کنیم ، درست نیستند!





نوع مطلب : گلچین مطالب سایت، اموزنده، عکس جالب و دیدنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 آذر 1390 :: نویسنده : مدیر love3d
امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:…

به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی




نوع مطلب : داستان کوتاه، اموزنده، 
برچسب ها : سخنان زیبا، نکات اموزنده، اموزه های زندگی، نکات زندگی بهتر، دانستنی های زندگی، دانستنی ها زندگی بهتر، نکات اموزنده در زندگی، دانستنی های ارتباط، ی نکات اموزنده، دانستنی های جالب، نحوه برقراری ارتباط، ارتباط با دیگران، اموزه های زیبا در زندگی، نکات اموزنده و جدید، اداب معاشرت، اصول برخورد با دیگران، اموزش اجتماعی بودن، سخنان بزرگان، نکات اموزنده و خواندنی، اصول ارتباط با دیگران،
لینک های مرتبط :
داستان اموزنده,داستان زیبای اذر ماه90
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد همه آرزوی تملک آن را داشتند.
بادیه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.
حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند.
باد‌یه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، با ید به فکر حیله‌ای باشم.

ادامه این داستان زیبا و اموزنده در بخش ادامه مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان کوتاه، اموزنده، گلچین مطالب سایت، 
برچسب ها : داستان اموزنده، داستان اموزنده اذر ماه90، داستان زیبای اذر ماه90، داستان کوتاه اموزنده، داستان کوتاه زیبا، داستان کوتا جدید اذر ماه90، داستانک اموزنده، سایت داستان کوتاه، داستان کوتاه زیبا و اموزنده، داستان های کوتاه اموزنده اذر ماه90، داستان کوتاه، short history، dastan kotah amozande، dastan kotah ziba، azar mah 90، داستان در راه مانده، داستان اعرابی و مرد اسب سوار، داستان اسب زیبا، داستان کوتاه عبرت اموز، داستان عبریت اموز اذر ماه90، داستان پند اموز، داستان مردانگی، داستان کوتاه سخاوت، دساتان زیبای بخشندگی، داستان کوتاه اذر ماه90، سایت داستان های کوتاه، داستان های پند اموز، داستان تاریخی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : مدیر love3d

در ژاپن سگ معروفی با نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت. هاچیکو سگ سفید نری از نژاد آکیتا که در اوداته ژاپن در نوامبر سال 1923 به دنیا آمد.

زمانی که هاچیکو دو ماه داشت بوسیلۀ قطار اوداته به توکیو فرستاده شد و زمانی که به ایستگاه شیبوئی میرسید قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود گم می شود و او از قفس بیرون آمده و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو میرود در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را پیدا کرده و با خود به منزل میبرد و به نگهداری از او می پردازد.


بقیه این داستان زیبا در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان کوتاه، اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :